تبليغاتX
Ҳ♀ آنـــآهــ ے ــتــا Ж-þ



Ҳ♀ آنـــآهــ ے ــتــا Ж-þ

HoMe | eMaiL | ProFile | Design | dAily | archive

کاش دنیا یکبار هم که شده

بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد

این بردهای تکراری برایش؟!...

 

 

آهنگــِ جدیده مهدی احمــد وند ُ دوس دارَم ..دیروز ک با سَحـر دانشگـاه بودم شـآید ۳۰ بـار گوشش دادیـم...کُـلا اهنگآیی ک دوس دارَمو اینقد گوش میدم تا ازشون زَده شَم

خوندَم:شـاهین نَجــفی ـُ میخوان اعدام کُنن...یکی اهنگـاش امام محمد نقی ُ مَسخـره کَرده:(

چقَد بعضی یـا بیکآرَنـا...ی وبلاگ رَفتم تو یه روز ۱۰۰ کامنت واسش داده بودن:))خندم گرف.علافن بُخدا

خیـلی خوشحـالَم ازاینکه تاثــیر گذاریم خـعلی زیـاد ِ=>۱ـ سَحری ک با هزار تـا پسَر میتابید الان دیگه با هیشکی نیس:)خیلی بَدحجاب بود امـا الان دیدنیه...کمتـر بهش گیر میدن ۲ـ مَن یـه پـسره متـآل بازو ب زندگی برگردوندم.میدونم بـاورش سَخــته امـآ اون دیگه قِــید راکو زده...موهـاشو کوتـآه کردو تصمیم گرفـته نمـاز بخونـه.گریه کرد ازم تـشکر کردو  گفت:خُـدایا ب حق فـاطمَت ب اسم قشنگش قَسم این بندتو مخصوص حفظ کُن.فقط نیتم خیر بود من با اون هیچ کاری نداشتمو ندارم..خوش باشه تو زندگیش.من سر خود این کارو نکردم یکی ازم خواهش کرد این کارو کنم۳ـ پـَری یکی از دوسام بـا داداشش رابطش بَد شُده بود مجبورش کَردم ک بـاهاش اشتی کُنـه...و الان اونقد خوب شُدن ک باهم رفتن شمـال...خوشم میـاد نافذم:دی.. اینـآ این کلمه رو بهم گفتَن:)

گـاهی میرم تو فِکـــر.کـاش یکـی هم مَنو از تـه دلَم خوشحـال میکَرد اونطور ک دلم میخواس!امـا:(اونـی ک تو ظـاهرخوشـِ هزارتـا درد داره امـآ اونی ک ظـاهرش غَمگیـنه یِ درد داره..ب این جمله  شک نکن

این روزآ کمتـر میآم نت...امتحـان ـآ شروع شُـده ...مَنم ک از اول ترم نخوندم باید الان دیگه بخونَم...اماهر موقع بیام سر میزنم ب بـامعرفــتا:*

|ДИα ĦiƬД~♥ZҲ | چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 | |

بــا زنــــدگی قــهر نکــــن...دنیـــــــا منت هیچ کســـو نمیکشه

 

 

 ๏̯̃๏چَن هــفته پیش یـادم نـیس کی رفتم پیش پســره دوس ِ بابام.تقریبـا ۳۷سالشه پشت صحنه تو صداسیماس.تا میومـدم یه تست بدم خندم میگــرف.فک کن کلی پسر جلو من ُعکاسو فیلم بردار...یه پسره بی شور بود میخندید منم خندم میگرف خب:دی.آقا اون از دهنش پریدو گف فِیست ب بازیگری میخوره منم ک دیگه رَفــتم:))) گف بت میزنگم خبرشو میدم..بابام گف عمرآ نمیذارم.زنگید گف:فعـلا تو حـِس گرفتن ضعیفی اگه میخوای حرفه ای شی برو کلاس.اما واقعـا میتونی..یه کلام بگو نـــع وخلاص دیگه...اه اه ادمو علاف میکیننا:دی.اما من بازم مشکوکم...بابامو اینا همه دس داشتن تو این ماجــرا:پی

-‘๑’- گــاهی این گوشــیم حمله تک خوردن بهش دس میــده...بابا اینطوری ک نمیشه گوشیم سکته میکنهـآ:)اقــا دوسم اچ تی سی خریده منم موخوام.ایشالله پیانو گرفتنو این قــرتی بازیا خونه شوهر:)

*-*فَــرانه عروسیــش تابسونه اخجونَم....اگه نگتَم میرم ب شوهــرش میگم فرانه دوس پـسر داشته:دی.چ عقده ای:)وقتی با فرانه میرم بیرون بعضیا ک کور رنگی دارن فک میکنن ما دوقولوییم شاید یک درصد شبیه همیم اما اون چشاش عسلیه...من مشکــی ...ایش اون خوشگلتره یکم:دی

(●) ♫مزاحــم زنگیده اقــا کـُل بیوگرافیه مارو میدونــه....:(منم دادم ب مامانم ک بحــرفه  بهش گف اگه یه بار دیگه بزنگی میدم دوس پسرش بحرفه  منم یه عددعلامت تعجب شده بودم...بعدک قط کرد میگم:مامان جون این ینی من بی اف داشته باشم اشکال ندازه دیگه؟!میگه:تو غلط کردی داشته باشی ک خودم میکشمت:)))خیلی مفهمومــی بودا...تو فهمیدی منم فهمیدم:پی

@.@ب پسر خالم گفتم:جون من بیا زن بگـیر من دلم واسه یه عروسی تنگ شده...میگه:برو بشین پاشو بینیم ..منم یقشو کشیدمو گفتم ب تو زشته کی زن میده اصلا:))) هــه...میخوام دوسمو بهش معرفی کنم امـا اون توقعش خعــلی بالاس...اه اه بعضی پسرام چقد خودشونو میگیرنــا:دی...بخدا امار گف پــسرا بیشتر دختــران حــالا هــی خودتونو بگــیرید تاترشیده شدن لقب شماها بشه:دی

 √جمله بالارو داشــتی؟! دنیا منت ِ هیشکـــیو نمیکشهــا...ما ک باهاش داریم میسازیم!

|ДИα ĦiƬД~♥ZҲ | دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 | |

 

ســـــــــــــــلام:دی...خوبید بچــه ها؟مـــن اومدم...اگه گفتــید چند روز غیبت صغرام طول کــشید؟ ۱۲ روز چــقد زیــاد:دی...چــقد دلم واسه اینجــا تنگ شده بود گــاهی میمومــدمــا امــا وقتی این پایانو میخوندم میگفتم بــرگردم نگردم بگردم یانگردم خلاصه برگشتم:پی

 

 

این ک ِ بـرگشتم خُب یکی دلیلــاش دوسـام بودن...اقا ی چیزی بگم! من تا وقتی اینجارو تعطیل کردم هیش اتفاق باحــالی واسم نیوفتاد اومــدم بنویسَم تا شــاید اتفاقایی هیجــانی باز واسم اتفاق بیفــته:)))) شوخی کردم بــاو ولــی خدایی دلــم تنگتون شــده بودآآآآ...ی وبلاگ دیگه ساختم امــا پاکش کردم اینجا بهــتره:)من دوس داشتم ک تو ک شیم"ببین فکر بد نکن خب؟:دی.ک تو ک ینی کامنت تو کامنت من کامنت بدمو وتو... کامنتا همزمان باشه ینی اینکه اگه کامنت نمیذاشتم ب خاطر این بود ک خودم تعطیل بودم دیه:پی"امــا الان بــرگشتم....خوش اومدی آنـــی:)))) یکی مارو تحویل بگــیره آقـــآ....خب دیگــه منم اومــدمُ کــلی حرفو اینا دیــه مینویسم تــا وقتی ک بتونمم هسم...اقــا یکی مارو جمع کنــه بخدا خیلی گــُشادشدیــما.بُ خُدا من ک هیشی درس نمیخونم....از من گفتن بود ب من:)) حوصلم تو خونه خعـلی سر میرفت...اومدم اینجــا ک دیگه سر نره فقط تاحدی جوش بیاد:پی

بعدآ نوشت: اهنگــم مرتضی جونه هــا..میشناسیدش  ک :دی

|ДИα ĦiƬД~♥ZҲ | یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 | |

نـِمے دانـَم چــ ِــرا هَـر جـآ اِسمے از سُڪوت مے آیَد 

رَدپایے از تـَنهایے است وَ هـَر جا کہ رَدِ پایے از تـَنهایے است 

 رَنگـــــِ غـَــم نـَمایان مے شَوَد . . .

وَقتے رَنگ ِ غَــم نـَمایاטּ شُد اثراتے از اشڪ پـیدا مے شَود . . .

مـَטּ ارتـِـباط ِ نــامَشروع ایـטּ هــا را با هَم نـِمے فَهمَم !

.

.

.

خـُداحافـِظ هَمیـشہ سَخت تـَرین کــَلمہ است بَراے بازگــُفتَـטּـ…

بــَر لَب کہ بــیایَد دیگــَر بایَد رَفـــت !

 

خداحـافظ

 

بچه هآمِـرسی ازاینکِ بهم لُـطف داشتینو خواستین نگـهَم دارَین،امـآمن تَصمیمو گرفتَم ک یـه مدت ننویسَم،شـآیَد بَرگردَم شـآیَدَم دیگـه نَیـام،امـااگـه حرفام تو دلم سنگـینی کردبرمیگردم.دوستتون دارَم

 

پـــآیــآטּ

|ДИα ĦiƬД~♥ZҲ | سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 | |

DesiGner: A N A H I T A